چت رومclose
درددل يك بزاز اصفهاني (طنز)
زمان جاری : چهارشنبه 04 بهمن 1396 - 2:41 بعد از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


سلام مهمان گرامي؛
مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد


آیا میدانید؟ ایا میدانید :






تعداد بازدید 59
نویسنده پیام
pariya آفلاین



ارسال‌ها : 5
عضویت: 13 /12 /1393
درددل يك بزاز اصفهاني (طنز)

خانووم… بعد از اين
كه هفت هشت دفعه، هي اومدس و رفته س وديده س و نخريدس ، بالاخره، باري آخركه
اومدس، يه دفعه ديگه هم پارچه را ديدس، اين دفعه ، كم و بيش پسنديده س و خبري مرگش
خريدس.


برده س ، برا اينكه
بعدآ آب نرد و كوچیك نشد ، پارچه را شسته س ، بعدش بريده س ، داده س خياط براش
دوخته س ، پوشيده اس ، باهاش رفته اس عروسي، توعروسي كلي پزداده س، قر داده
س ، رقصيده س ،……..


بعدش رفته س خونه ، كلي
توش نيشسته س و غلطيده س وكپيده س
.


يه چند روز بعد دلشو زد ه
س، رفته س پيرنو


شيكافته س، دوباره شسته
س، حالا پس اورده اس !


ميگد از رنگش خوشم نيومدس !!


اين پارچه دون ، حج آقا !


لطفآ پولمو پس بديند…..!


راستي راستي
كه خيلي ناكس و نانجيب و پدر سوخته س !!!


این مقاله فقط جنبه طنز و
سرگرمی دارد و قصد توهین به شخص خاصی را ندارد.



امضای کاربر :



چهارشنبه 13 اسفند 1393 - 10:56
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :


تماس با ما | درددل يك بزاز اصفهاني (طنز) | بازگشت به بالا | پیوند سایتی RSS