چت رومclose
داستان آموزنده جزیره سبز و گاو غمگین
زمان جاری : چهارشنبه 04 بهمن 1396 - 9:11 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


سلام مهمان گرامي؛
مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد


آیا میدانید؟ ایا میدانید :






تعداد بازدید 158
نویسنده پیام
behsa آفلاین



ارسال‌ها : 5
عضویت: 3 /6 /1394
داستان آموزنده جزیره سبز و گاو غمگین


جزیره سرسبز و پر علف است
که در آن گاوی خوش خوراک زندگی می‌کند. هر روز از صبح تا شب علف صحرا را می‌خورد و
چاق و فربه می‌شود. هنگام شب که به استراحت مشغول است یکسره در غم فرداست.آیا فردا
چیزی برای خوردن پیدا خواهم کرد؟ او از این غصه تا صبح رنج می‌برد و نمی‌خوابد و
مثل موی لاغر و باریک می‌شود.




صبح صحرا سبز و خُرِّم
است. علفها بلند شده و تا کمر گاو می‌رسند. دوباره گاو با اشتها به چریدن مشغول می‌شود
و تا شب می‌چرد و چاق و فربه می‌شود. باز شبانگاه از ترس اینکه فردا علف برای
خوردن پیدا می‌کند یا نه؟ لاغر و باریک می‌شود. سالیان سال است که کار گاو همین است
اما او هیچ وقت با خود فکر نکرده که من سالهاست از این علف‌‌زار می‌خورم و علف
همیشه هست و تمام نمی‌شود، پس چرا باید غمناک باشم؟



*تفسیر داستان: گاو،
رمزِ نفسِ زیاده طلبِ انسان است و صحرا هم این دنیاست.



امضای کاربر :




سه شنبه 03 شهریور 1394 - 11:42
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :


تماس با ما | داستان آموزنده جزیره سبز و گاو غمگین | بازگشت به بالا | پیوند سایتی RSS