چت رومclose
کلاه آسیابان (حکایت)
زمان جاری : یکشنبه 01 بهمن 1396 - 9:43 بعد از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


سلام مهمان گرامي؛
مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد


آیا میدانید؟ ایا میدانید :






تعداد بازدید 137
نویسنده پیام
afsoon آفلاین



ارسال‌ها : 5
عضویت: 13 /12 /1393
تشکر شده : 1
کلاه آسیابان (حکایت)

شخصی در آسیابی منزل کرد
و به آسیابان گفت سحر مرا بیدار کن چون خوابش برد آسیابان کلاه او را برداشت و
کلاه خودش را بر سر او گذاشت و سحر او را بیدار کرد.


چون قدری راه آمد و روز
روشن شد به لب جویی رسید نظر در آب کرد و دید که کلاه آسیابان بر سر اوست گفت: من
به او گفتم که مرا بیدار کن او خودش را بیدار کرد مراجعت کرد و با آسیابان مخاصمه
می کرد که چرا مرا بیدار نکردی.



امضای کاربر :



پنجشنبه 14 اسفند 1393 - 10:02
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :


تماس با ما | کلاه آسیابان (حکایت) | بازگشت به بالا | پیوند سایتی RSS